الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
326
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
برداشت و بعضى گويند : اسود بن حنظله تميمى و بقول بعضى فلان نهشلى و اين شمشير ذو الفقار نيست ؛ چون ذو الفقار نزد اهل خود مصون و محفوظ است با ساير ذخاير نبوّت و امامت و همچنين آن انگشتر كه بجدل برداشت نه انگشتر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است كه از ذخاير نبوّت است . ( 1 ) شيخ صدوق از محمد بن مسلم روايت كرده است كه : حضرت صادق عليه السّلام را پرسيدم از انگشترى حسين عليه السّلام به كه رسيد و با او گفتم كه : من شنيدم از انگشت مبارك عليه السّلام ربودند ؟ فرمود : چنان نيست كه پنداشتند حسين عليه السّلام علىّ بن الحسين را وصىّ خويش گردانيد و انگشترى در انگشت او كرد و امر امامت به او واگذاشت چنان كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين امر را با امير المؤمنين عليه السّلام گذاشت و آن حضرت با امام حسن عليه السّلام و امام حسن عليه السّلام با امام حسين عليه السّلام و آن انگشترى به پدر من رسيد پس از پدرش و اكنون به من رسيده است و نزد من است هر جمعه در دست مىكنم و در آن نماز مىگزارم . ( 2 ) محمد بن مسلم گفت : روز جمعه نزد او رفتم نماز مىگزاشت چون نماز تمام شد دست سوى من دراز كرد و در انگشت او ديدم خاتمى كه نقش نگينش اين بود : « لا إله الّا اللّه عدّة للقاء اللّه » و گفت : اين است انگشترى جدّم ابى عبد اللّه الحسين عليه السّلام ( 3 ) و در امالى صدوق و روضة الواعظين روايت شده است : اسب امام عليه السّلام آمد كاكل و موى پيشانى را به خون حسين عليه السّلام آغشته كرده بود و مىدويد و شيهه مىكشيد دختران پيغمبر بانگ او شنيدند و از سراپردهها بيرون آمدند اسب را بىسوار ديدند و دانستند آن حضرت به شهادت رسيده است . و در مدينة المعاجز از مناقب ابن شهر آشوب آورده است كه ابو مخنف از جلودى روايت كرد كه : چون حسين عليه السّلام بر زمين افتاد اسب به حمايت او بر سواران حمله مىكرد تا سوار را بر زمين مىافكند و او را زير پا مىماليد و چهل تن را بكشت آنگاه خود را به خون حسين عليه السّلام آغشته كرد و به جانب خيمه روى آورد و بلند شيهه مىكشيد و دستها بر زمين مىزد . و شاعر گويد : و راح جواد السّبط نحو نسائه * ينوح و ينعى الظّامئ المترمّلا خرجن بنيّات الرّسول حواسرا * فعاين مهر السّبط و السّرح قد خلا فأدمين باللّطم الخدود لفقده * و اسكبن دمعا حرّه ليس يصطلى يعنى : اسب سبط رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به جانب زنان رفت شيون كنان و خبر مرگ آن تشنهء